|
باران عشق |
|
|

عشق حدیثی ناگفتن است
که با یک نگاه سرآغاز و با
یک کلام به پایان میرسد.
+ نوشته شده در شنبه هجدهم اردیبهشت 1389ساعت 14:27 توسط نازي |
قسم خوردم كه من تا روز مرگم با تو باشم قسم خوردم نمي بيني يه لحظه بي وفا شم قسم خوردي كه هر جوري شده با تو ميمونم قسم خوردم دوست دارم قسم خوردي ميدونم ولي عهداتو چه ساده شكستي به اين چشماي خستم دل نبستي تا فهميدي برات عاشق ترينم منو تنهام گذاشتي نازنينم ازم خواستي يه روزي تا قيامت با تو باشم منم گفتم مگه عشقم ميشه از تو جداشم ولي حالا ازم ميخواي برم تنهات بزارم باشه ميرم ولي هيچوقت نگو دوست ندارم تو ميدونستي من بي تو ميميرم ميدونستي بري آتيش ميگيرم چرا رفتي و از من دل بريدي مگه از اين دل ساده چي ديدي ...
+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم اردیبهشت 1389ساعت 14:2 توسط نازي |
.jpg)
+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم اردیبهشت 1389ساعت 19:33 توسط نازي |
برای تویی که تنها یی هایم پر از یاد توست...
برای تویی که قلبم منزلگه عشق توست...
برای تویی که احساسم از آن وجود نازنین توست...
برای تویی که تمام هستی ام در عشق تو غرق شد...
برای تویی که چشمانم همیشه به راه تو دوخته است...
برای تویی که مرا مجذوب قلب ناز و احساس پاک خود کردی...
برای تویی که وجود بی ارزشم را محو وجود نازنین خود کردی...
برای تویی که هر لحظه دوری ات برایم مثل یک قرن است...
برای تویی که سکوتت سخت ترین شکنجه است...
برای تویی که قلبت پاک است...
برای تویی که در عشق،قلبت چه بی باک است...
برای تویی که عشقت معنای بودنم هست...
برای تویی که غم هایت معنای سوختنم هست...
+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم اردیبهشت 1389ساعت 19:27 توسط نازي |

+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم اردیبهشت 1389ساعت 19:16 توسط نازي |
+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم اردیبهشت 1389ساعت 13:5 توسط نازي |
+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم اردیبهشت 1389ساعت 13:4 توسط نازي |

+ نوشته شده در شنبه چهارم اردیبهشت 1389ساعت 16:41 توسط نازي |
عشق يعني مستي و ديوانگي
عشق يعني با جهان بيگانگي
عشق يعني شب نخفتن تا سحر
عشق يعني سجده ها با چشم تر
عشق يعني سر به دار آويختن
عشق يعني اشك حسرت ريختن
عشق يعني در جهان رسوا شدن
عشق يعني مست و بي پروا شدن
عشق يعني سوختن يا ساختن
عشق يعني زندگي را باختن
عشق يعني انتظار و انتظار
عشق يعني هرچه بيني عكس يار
عشق يعني ديده بر در دوختن
عشق يعني در فراقش سوختن
عشق يعني لحظه هاي التهاب
عشق يعني لحظه هاي ناب ناب
عشق يعني سوز ني ، آه شبان
عشق يعني معني رنگين كمان
+ نوشته شده در شنبه چهارم اردیبهشت 1389ساعت 16:39 توسط نازي |

+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم فروردین 1389ساعت 17:13 توسط نازي |
اینکه دلتنگ توام اقرار میخواهد مگر؟
اینکه از من دلخوری انکار میخواهد مگر؟ وقت دل کندن به فکر باز پیوستن مباش دل بریدن وعده دیدار میخواهد مگر؟ عقل اگر غیرت کند یک بار عاشق میشویم اشتباه ناگهان تکرار میخواهد مگر؟ من چرا رسوا شوم یک شهر مشتاق تو اند لشکر عشاق پرچمدار می خواهد مگر؟ با زبان بیزبانی بارها گفتی:"برو"! من که دارم میروم! اصرار میخواهد مگر؟ *روح سرگردان من هر جا بخواهد میرود* خانه دیوانگان دیوار میخواهد مگر؟
+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم فروردین 1389ساعت 17:11 توسط نازي |

+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم فروردین 1389ساعت 19:14 توسط نازي |
¤¤باز باران ــــــ بی ترانه ــــــــــ با تمام بی کسی های شبانه ـــــــــ می خورد بر این زن تنها ـــــــــــــ می چکد بر فرش خانه ـــــــــــــــــــــ باز می اید صدای چک چک غم ــــــــــــ باز ماتم ـــــــــــــــــــــــــــــــــ من به پشت شیشه ی تنهایی افتادم ــــــــــــــ نمی دانم ـــــــــــــــــــــ نمیفهمم ــــــــ کجای قطره های بی کسی زیباست ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ¤¤
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم فروردین 1389ساعت 14:22 توسط نازي |
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم فروردین 1389ساعت 14:17 توسط نازي |

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم فروردین 1389ساعت 18:58 توسط نازي |